Kamrooz.com
امروز : شنبه27 بهمن 1397 برابر با 10 جمادي‌الثاني 1440 و 16 فوریه 2019

    

 

 

 

 

 

 

 

Get our toolbar!

معیارهای ازدواج مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

اگر میخواهید ازدواج خوب و پر نشاطی را داشته باشید به انتخاب درست فکر کنید.

 

ملاک های انتخاب همسر زیبایی طلاق شغل ازدواج دختر پسر بچه مسکن خواستگاری معیار

به گزارش کامروز اگر انتخاب همسر از روی آگاهی و عقل صورت بگیرد میتواند زندگی را در راستای اهداف درست پیش ببرد و از انتخاب های هیجانی و احساسی خودداری کنید و به نکات ذلیل توجه داشته باشید:


مبهوت زيبايي خيره کننده نشويد

شما دختر زيبايي هستيد و انتظار داريد همسري که انتخاب مي کنيد به اندازه خودتان زيبا باشد و يا شما پسر خوش تيپي هستيد و دوست داريد همسري داشته باشيد که از اين لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ همين جا بايستيد: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار داريد!

شکي نيست که همه ما زيبايي را دوست داريم و به سمت آن جذب مي شويم، اما وقتي نقش زيبايي در انتخاب ما بيش از حد معقول باشد، دردسرهاي مان هم شروع مي شود. بهتر است قبل از اين که کسي را براي ازدواج انتخاب کنيد، اولويت هايتان را مشخص کنيد: با اين که زيبايي برايتان اهميت زيادي دارد، اما چه چيزهايي وجود دارد که براي تان از زيبايي اهميت بيشتري دارد؟ چه معيارهايي را حاضر هستيد فداي زيبايي کنيد و از چه معيارهايي به هيچ وجه حاضر نيستيد بگذريد؟ آيا اگر اين فرد اين همه زيبا نبود، بازهم او را انسان خوبي مي دانستيد؟ پس در اين زمينه بيشتر دقت کنيد.

مجذوب پرستيژ و موقعيت اجتماعي ويژه نشويد

مي گويند لازم نيست يک خانم نصف عمر را درس بخواند و زحمت بکشد تا بشود خانم دکتر، همين که همسر يک دکتر شود، همه او را «خانم دکتر» صدا مي زنند! موقعيت اجتماعي يکي از مواردي است که احتمال خطاي ما در انتخاب همسر را به شدت بالا مي برد. عناوين و موقعيت هاي چشمگير به راحتي مي توانند ديگر خصوصيات فرد را تحت تاثير قرار دهند و به عبارتي چشم ما را به روي خيلي از موارد ببندند. در اين صورت ما با موقعيت طرف مقابل ازدواج مي کنيم، اما با «خود» او زير يک سقف مي رويم.

اگر در چنين شرايطي قرار گرفتيد، فرد را بدون شغل و موقعيت خاصش تصور کنيد: آيا اگر چنين موقعيتي نداشت بازهم برايتان انسان قابل قبولي بود؟ غير از اين موقعيت خاص، چه ويژگي هاي ديگري دارد که شما را به خود جذب مي کند؟

شيفتگي و عشق بي اندازه شما را به دردسر مي اندازد

مسلما عشق يکي از لازمه هاي ازدواج است، اما قطعا براي ازدواج کافي نيست. اگر فقط از روي عشق ازدواج مي کنيد، منتظر باشيد که روزي فقط به خاطر نفرت از هم جدا شويد!

يکي از خطرناک ترين شرايط انتخاب همسر زماني براي شما پيش مي آيد که خيلي زود «عاشق» مي شويد. در اين حالت شما آن قدر تحت تاثير هيجانات و احساسات هستيد که نمي توانيد درست ببينيد و درست تصميم بگيريد. قبول اين مسئله براي کساني که در اوج عشق هستند بسيار سخت است. مغز در حالت هيجان زدگي نمي تواند به طور طبيعي فعاليت کند. بنابراين ما به جز خوبي طرف مقابل چيزي نمي بينيم. اگر نخواهيم از اصطلاح «عشق کور» در اين مورد استفاده کنيم، مي توانيم بگوييم مغز عاشق، همه چيز را از پشت عينک عشق مي بيند و از پشت اين عينک همه چيز بهتر از آنچه که هست ديده مي شود. پس اگر عاشق هستيد، بهتر است مدتي صبر کنيد و از رابطه فاصله بگيريد تا اين تب در شما فروکش کند و بتوانيد با دخالت بيشتر عقل، درباره زندگي آينده تان تصميم گيري کنيد.

احساس تنهايي شديد، دليل کافي براي ازدواج نيست

تنهايي هاي دوران مجردي گاهي برايمان تحمل ناپذير مي شود. وقتي دوستان متاهل دور هم جمع مي شوند اما ما به دليل مجرد بودن نمي توانيم در جمع شان باشيم، يا وقتي با جمعي از بچه هاي فاميل به مسافرت مي رويم و همه با همسرشان هستند به جز ما و...، ته دلمان به اين فکر مي کنيم که چرا من بايد اين قدر تنها باشم؟ و درست همين جاست که زنگ خطر به صدا درمي آيد.

عجله نکنيد

«براي من ديگر دارد خيلي دير مي شود»، آيا چنين ندايي را از درونتان مي شنويد؟

شما آخرين فرزند خانه هستيد که مجرد مانده، تنها پسر مجرد فاميل در طيف سني خودتان هستيد، همه دوستانتان ازدواج کرده اند. چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه شان را ببينند. شما خواهر بزرگ تر هستيد و ازدواج خواهر کوچکترتان در گروي ازدواج شماست و آخرين آرزوي مادر و پدرتان براي خوشبختي شما اين است که شما را در لباس دامادي يا عروسي ببينند. يا اصلا سن شما بالا رفته است و احساس مي کنيد براي ازدواج دير شده است. هيچ کدام از اين موارد مشکل خاصي به شمار نمي رود؛ به شرطي که شما را وادار به انتخاب عجولانه و نسنجيده نکند.در هر انتخابي، وقتي ما در شرايط اضطرار و عجله قرار مي گيريم، امکان اشتباه کردن چندين برابر مي شود و زماني که اين انتخاب به بزرگي انتخاب شريک زندگي باشد، حساسيت آن هم چندين برابر مي شود. پس ارزشش را دارد که با اين فکر مبارزه کنيد.

به سن ازدواج برسيد

اگر فکر مي کنيد هنوز به سن مناسب ازدواج نرسيده ايد، هرگز تن به ازدواج ندهيد.

اين را که دقيقا چه سني براي ازدواج مناسب است نمي شود تعيين کرد، اين مسئله در فرهنگ ها و براي افراد مختلف تفاوت زيادي دارد. اما اکثر روان شناسان امروزي معتقدند به طور کلي ازدواج سالم به بلوغ هاي چندگانه نياز دارد که بسياري از آن در سنين خيلي پايين حاصل نمي شود. بسياري از افراد در سنين آغاز جواني هنوز نمي دانند که از زندگي چه مي خواهند و در سال هاي بعد اولويت هاي شان تغييرات زيادي مي کند. ضمن اينکه در اين سنين معمولا احساسات ما بر عقل چيره است.

درصورتي که سن زيادي نداريد اما در موقعيت ازدواج قرار گرفته ايد، مشخص کردن برنامه و خواسته هاي آينده زندگيتان مي تواند کمکتان کند: آيا اين ازدواج چيزي است که شما را مطابق اهدافتان پيش ببرد؟ آيا اصلا به جايي رسيده ايد که بتوانيد هدفي کلي براي خود برگزينيد و تصويري از آينده تان ترسيم کنيد؟

تا جايي که مي توانيد طرف مقابل را بيشتر بشناسيد

وقتي با يک نفر ازدواج مي کنيم، درواقع با کل وجود او ،با همه ابعاد زندگي اش، خانواده اش، گذشته اش، آينده اش، افکار و اخلاقش ازدواج کرده ايم؛ احتمال شکست در ازدواجي که براساس شناخت کافي انجام نگيرد بسيار بالاست. ما زماني مي توانيم به شناخت کامل تر برسيم که با همه ابعاد وجودي فرد در شرايط و موقعيت هاي مختلف رو به رو شده باشيم.

اول درمان روح، بعد ازدواج

بحران روحي به هر علتي ممکن است ايجاد شود؛ ممکن است به تازگي عزيزي را از دست داده باشيد، از کار اخراج شده باشيد، بيمار باشيد، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند يا هر مسئله ديگري که باعث ناراحتي شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعاليت طبيعي ندارد و امکان اشتباه در اين وضعيت بالاست. ممکن است کسي که الان به نظرمان همسر مناسبي مي آيد، بعد از عبور از بحران، ديگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانيم چه شد که حاضر شديم با چنين فردي ازدواج کنيم. اين نوع ازدواج ها دقيقا مصداق «از چاله به چاه افتادن» است.

جوگير نشويد

با کسي آشنا شده ايد که انگار دقيقا همان کسي است که هميشه در روياهاي تان به دنبالش بوديد. احساس بسيار خوبي نسبت به او داريد و وقتي به او فکر مي کنيد شادي وصف ناپذيري را در خود احساس مي کنيد. احساس خوبي است! اما دست نگه داريد. چون دقيقا در لبه پرتگاه انتخاب نادرست قرار گرفته ايد!

هيجانات مثبت، درست مثل هيجانات منفي، ما را در معرض انتخاب نادرست قرار مي دهد. در بعضي شرايط ما کاملا «جو زده» مي شويم و کارهايي مي کنيم که شايد در حالت عادي به آن فکر هم نکنيم. وقتي در ميهماني به ما خوش مي گذرد، عملکرد مغز ما با حالت عادي تفاوت مي کند و در واقع فيلترهايي که ما براي انتخاب شخص مناسب براي خود داريم تا حد زيادي از کار مي افتد. اشتباه بزرگي است که بخواهيم به انتخاب ذهنمان در چنين حالتي اعتماد کنيم.

در اين وضعيت بهتر است مدتي صبر کنيم تا مغز به حالت عادي برگردد و دوباره درباره اين شخص فکر کنيم. در اغلب موارد انتخاب هاي هيجاني بعد از مدتي از چشم مان مي افتند.

چشم و هم چشمي ممنوع!

متاسفانه چشم و هم چشمي نيز چشم ما را به روي بسياري از واقعيت ها مي بندد و امکان درست ديدن را از ما مي گيرد. اگر احساس مي کنيد در شرايطي هستيد که ميل داريد از طريق ازدواج روي اطرافيانتان را کم کنيد، بهتر است دست از هر اقدامي در زمينه ازدواج برداريد.از کجا بفهميم که تصميم گيري ما از روي چشم و هم چشمي است؟ از اين جا که مدام در حال مقايسه کردن هستيد و اين خيال شما را رها نمي کند که ازدواج شما با اين شخص چطور مي تواند حال کسي را که حسادت شما را بر انگيخته است، بگيرد و دل شما را خنک کند!چشم و هم چشمي به طور خاص درباره افرادي ديده مي شود که از همسر خود جدا شده اند و همسر آن ها دوباره ازدواج کرده است. در چنين شرايطي ميل شديد به جبران کردن و کم نياوردن، در ما پديد مي آيد که ضريب خطا در انتخاب را تا حد زيادي بالا مي برد.

 

اضافه‌ كردن نظر