Kamrooz.com
امروز : جمعه29 تیر 1397 برابر با 7 ذي‌القعده 1439 و 20 جولای 2018

    

 

 

 

 

 

 

 

Get our toolbar!

سبك زندگي ما از آنچه بايد باشد فاصله دارد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
حجت الاسلام و المسلمين محسن عباسي ولدي از سال 1388 فعاليت خود را با رسانه ملي با حضور در برنامه پرسمان خانواده راديو معارف آغاز كرد.با توجه به استقبالي که از مباحث ايشان صورت گرفته گفتگوي صميمانه اي با ايشان ترتيب
داده ايم که در ذيل از نظر مي گذرانيد.

جناب آقاي عباسي دغدغه هاي امروز شما به عنوان يک کارشناس خانواده چيست؟

در حال حاضر يكي از دغدغه هاي اصلي من تاليف كتب ديني در حوزه هاي تربيتي ديني است.

اين دغدغه از کجا نشات گرفته است؟

معتقدم منابع مطالعاتي مبتني بر مباني ديني در حوزه تربيت، بسيار كم است و مقداري هم كه نوشته شده كاربردي نيست و بيشتر تئوري است.لذا در حال حاضر يكي از دغدغه هاي اصلي من تاليف كتب ديني در حوزه هاي تربيتي ديني است. بعد از انتشار كتاب" ساحل آرامش" ، با موضع زندگي مشترک و " نيمه ديگرم" با موضوع مهارت‌هاي انتخاب همسر در حال تأليف "منِ ديگرِ ما" با موضوع مهارت‌هاي تربيت فرزند در دنياي امروز هستم و جلد اول آن هم منتشر شده.

عده اي معتقدند شما شجاعانه و بي پروا برخي از مباحث حساس مثل ازدواج موقت يا اختلاط زن و مرد را در رسانه مطرح مي‌کنيد.نظر خود شما چيست؟

بر اساس آموزه هاي دين وظيفه امثال بنده تبيين دين است.گاهي تبيينِ بي‌کم و کاست دين به مذاق مخاطب شيرين و گاه تلخ مي آيد. ما نمي‌توانيم حقايق ديني را به اين دليل که برخي بدشان مي‌آيد مخفي نگه داريم. جامعه ما درباره مديريت جنسي فکر منضبطي ندارد. از يک سو با ازدواج موقت مخالف است، از سويي ديگر در ازدواج دائم سختگيري مي‌کند و از طرفي درباره زمينه‌هاي تحريک جنسي آسان مي‌گيرد و بعد هم مي‌خواهد فضاي ذهني انسان‌ها در جامعه آرامش داشته باشد. وقتي مي‌گوييم غريزه جنسي، مي‌گويند راهش ازدواج دائم است. مي‌گوييم: ما حرف شما را قبول داريم جوان ما مي‌خواهد ازدواج کند، راه را باز کنيد، خيلي زود در مقابل ما مي‌ايستند و مي‌گويند کار ثابت، درآمد بالا، تحصيلات عالي، خانه مستقل، جهيزيه مثال زدني، مهريه دهان
پر کن و ... به قدري مانع تراشي مي‌کنند که جوان ازدواج را غول بي شاخ و دمي مي‌بيند که اگر به آن نزديک نشود خيلي راحت‌تر است. مي‌گوييم ازدواج موقت، مي‌گويند از اين حرف‌هاي بد نزنيد. مي‌گوييم خب حالا که راه ازدواج دائم و موقت را بسته‌ايد، حداقل راه تحريک جنسي را هم ببنديد؛ اين همه اختلاط زن و مرد و دختر و پسر محرک است، ماهواره محرک است، مي‌گويد به روز باشيد، تا کي مي‌خواهيد با اقتضائات زمان مبارزه کنيد. مي‌گوييم: پس فساد جنسي را بپذيريد مي‌گويد: شما که بي‌دين نبوديد. به نظر شما با اين فکر پريشان مي‌شود کنار آمد و به گونه‌اي حرف زد که آنها خوششان بيايد؟

من موظفم طوري حرف بزنم که خدا خوشش بيايد، بنده خدا اگر ناراحت شد، مسئله‌اي نيست. دل مردم دست من نيست، دست مقلب القلوب است. به همين دليل هم معتقدم نگفتن اين حرف‌ها شجاعت مي‌خواهد.

چرا برخي از مخاطبان به شما «آقاي مريخي» مي‌گويند ؟

دو هفته در برنامه حضور نداشتم شنونده اي پيامك داده بود كه آقاي مريخي تون از مريخ برگشت يا نه؟

برخي از مخاطبان معتقدند حرف‌هاي من به درد جامعه امروز نمي‌خورد و خيلي آرماني است، به همين دليل مي‌گويند من در زمين زندگي نمي‌کنم و از مريخ آمده‌ام؛ اما اينها فراموش کرده‌اند که وظيفه من اين است که نقطه‌اي را به مخاطب نشان دهم كه بايد به آن بينديشد و به آن برسد . اگر بنا باشد در برنامه به مخاطب بگويم: احسنت و آفرين که در نقطه‌اي که نبايد باشي هستي ، در حق او خيانت کرده‌ام.بعضي از ما به چيزي كه هستيم عادت كرده ايم و نقطه اي را كه بايد باشيم نمي بينيم؛ وقتي کسي درباره نقطه‌اي كه بايد به آن برسيم، حرف مي زند خيلي زود موضع مي‌گيريم و مي‌گوييم: تو با واقعيت‌هاي اين دنيا غريبه‌اي.ناگفته پيدا است که سبك زندگي ما از چيزي که بايد باشد، چقدر فاصله دارد. البته من از واقعيت‌ها غفلت نمي‌کنم؛ مثلا در همين بحث آپارتمان نشيني که مردم را ترغيب مي‌کردم كه به سوي خانه‌هاي حياط دار بروند، برخي مي‌گفتند: مگر نمي‌داني خيلي‌ها همين خانه‌هاي آپارتماني را هم به زور تهيه کرده‌اند؟ اما آنها خوب به بحث برنامه دقت نکرده اند که ما پس از بحث از آثار منفي آپارتمان نشيني گفتيم که عده‌اي نمي‌توانند به اين زودي خانه‌هاي حياط دار را تهيه كنند حالا كه مجبورند. در خانه‌هاي آپارتماني زندگي کنند حداقل کارهايي را انجام دهند که بتوانند با کم‌ترين آسيب به زندگي خود ادامه دهند. اگر اينها واقع‌بيني نيست، چيست؟

در طول مدتي كه مشاوره داده ايد كدام خاطره براي شما از همه تلخ تر بود؟

خاطرات تلخ بسيار است كه يكي از آنها اين بود كه يكي از افرادي كه به من مراجعه مي كرد با وجود داشتن تحصيلات دانشگاهي دچار مشكلي شده بود مدتي راهكارهاي پيشنهادي ام را اجرا مي كرد كه روحيه اش بسيار خوب شد اما بر اثر اتفاقي راهكارها را كنار گذاشت و شبي با دادن پيامكي به من انگار آسمان روي سرم خراب شد و متن آن پيامك اين بود كه" حاج‌آقا براي خواهرم دعا كن كه ايشون ديگه راحت شده" وقتي تماس گرفتم، فهميدم كه ايشون خودكشي كرده و تلخي خاطره برايم ماند.

جناب آقاي عباسي از خاطرات شيرين مشاوره هم براي ما بگوييد.

دختري فراري كه فقط 19 سال داشت و شاعر بسيار قدَري هم بود در باند قاچاق حشيش افتاده بود او از عمده فروشها مواد تهيه مي‌كرد و به معتاد‌ها رساند وقتي برايم از فضاي معتادها تعريف مي‌كرد، با اين كه مرد هستم، اما مي‌ترسيدم نكته جالب اينكه آن دختر پول جابه‌جايي اين مواد را هم نمي‌گرفت
مي گفت "حرامه "وقتي پرسيدم براي چي اين كار را مي كني مي گفت" در خانواده اي زندگي مي‌كردم كه اين قدر من را كتك مي زدند كه يك آدم عقده اي شدم و با اين كار مي خواهم آبروي پدرم را ببرم؛ چون اگر مامورها مرا به جرم حمل و جابه‌جايي مواد بگيرند؛ آبروي پدرم در شهر
مي رود".شيريني اين مشاوره اين بود كه اين دختر اين كار را كنار گذاشت و با كسي ازدواج كرد كه واقعا زندگي خوبي دارد ويك قاچاقچي حشيش به جايي رسيد كه زندگي خوشي را آغاز كرد .

با توجه به سوابق مشاوره اي شما در مشاوره به نظر شما كدام قشر آسيب پذير ترند ؟

معتقدم همه قشرها مشكل دارند كارگر، كارمند و .. اما به جرات مي توانم بگويم كساني كه به معناي حقيقي زندگي ديني دارند، مشكلات آنها كمتر است منظور ديني است كه روايات و قرآن معرفي كند و هر كسي كه بهره اش از آن بيشتر باشد موفق تر است.

با توجه به حضور شما در راديو و تلويزيون بين صدا و سيما كدام را انتخاب مي كنيد ؟

به جرات مي توانم بگويم حسي كه در راديو دارم، در تلويزيون ندارم بچه هاي راديو، مرا به عنوان كارمند راديو قبول كرده اند و به جدا شدن از راديو اصلا فكر نكرده ام،‌احساسم به راديو معارف نسبت به ديگر رسانه ها ويژه و متفاوت بوده است.

يکي از کارهاي جالب شما تهيه سي دي "شادمانه" است.فکر ساخت اين مجموعه از كجا نشات گرفت؟

كودك كه بودم همراه مادرم وقتي به عروسي مي رفتم، هيچ وقت يادم نمي رود كه مادرم با
چهره اي رنگ پريده به دليل پخش آهنگهاي غير مجاز، فوري عروسي را ترك مي‌كرد و هميشه به اين مسئله مي انديشيدم كه اسلام مخالف شادي نيست و دين اسلام هم دين شادي است پس مردم چطور مي توانند شادي هاي خود را بروز دهند وقتي به راديو آمدم با راديو معارف بي موسيقي آشنا شدم و با ميان برنامه‌هاي شاد اين رسانه به منبع بزرگي دست پيدا كردم و ديدم ميان برنامه هاي زيادي مناسب عروسي وجود دارد سئوالي هم يكي از شنونده ها مطرح كرد مبني بر اينكه مي خواهيم يك عروسي شاد مطرح كنيم چه كنيم؟ و ما وارد اين بحث شديم و از مخاطبان هم درخواست كرديم كه تجربه هاي خودشان را در اين زمينه بيان كنند و آن يك جرقه اي به ذهن ما زد

نظر شما در خصوص روانشناسي غربي چيست؟مثلا در روانشناسي غربي به اين موضوع تاكيد
مي شود كه چيزي كه انسان را افسرده
مي كند احساس گناه است نه خود گناه.

اصلا روانشناسي‌هاي غربي را قبول ندارم و مشكل مبنايي و ريشه‌اي با اين نوع روانشناسي دارم معتقدم اصول انسان شناسي غربي غلط است چون از نوعي انسان شناسي شكل گرفته که اساسش حيوان انگاري انسان است؛ يعني ابتدا انسان را از قدسي بودن در مي آورد و در جايگاه حيواني قرار مي دهد كه فكري هم دارد و مقداري با حيوان متفاوت است. حالت قدسي و ماورايي كه خداوند براي انسان در نظر گرفته، در روانشناسي غربي مسخره، و شبيه به لطيفه است.در روان‌شناسي غربي، حرفي از خدا به عنوان مالك و هيچ برنامه اي در مورد معاد و قيامت نمي بينيد و بُعد معنوي انسان به عنوان اصل پذيرفته نيست؛ شايد گاهي به عنوان مُسَكن از آن استفاده كنند ولي به اين سبب كه روانشناسي غربي بر اساس حيوان انگاري شكل گرفته،‌از همان اساس با مباني تربيت ديني مشكل دارد.

به جرات مي توانم بگويم روان‌شناسي غربي، راه انحرافي درمان مشكلات روحي رواني در عصر امروز است راه انحرافي، به تنها جايي كه نمي رسد آرامش است كه مقصد روان‌شناسي است.در روان‌شناسي غربي براي افراد افسرده، موسيقي، و ارتباط با جنس مخالف و حتي شوكها‌ي الكتريکي تجويز مي كنند.

بسياري از اين راهکارها براي اين است که روان‌شناسي غربي، از خالق اين انسان جدا شده و به مزخرفات خود ساخته پناه آورده که از ناکجا آباد سر درمي‌آورد.يك بار جواني به من مراجعه كرد به آخر خط و مي‌خواست خودكشي كند و حتي روان شناسان توصيه كرده بودند كه با جنس مخالف ارتباط برقرار كند. همين امر هم باعث شده بود مشكلاتش چندين برابر شود. او به من گفت :من ديگررسيدم به آخر خط آيا مي تواني برايم كاري بكني؟

خوب اين فرد، نماز خواندن را هم كنار گذاشته بود و اين هم توصيه همان فرد مشاوره دهنده به او بود كه اصلا نماز هم نخوان واحساس گناه هم نكن. همان‌طور كه مي دانيد در روان‌شناسي غربي به اين موضوع تاكيد مي شود كه احساس گناه،انسان را افسرده مي كند نه خود گناه. گناه اصلا تعريف ندارد اما احساس گناه بله!

شما اگر كار خوب بكني اما احساس گناه هم بكني، افسرده مي شوي ولي اگر كار بد كني واحساس گناه نكني افسرده نمي شود.

من نسخه اي براي آن جوان پيچيدم كه يكي از آنها اين بود که هر هفته با دست خودت حتي با دادن يك سيب زميني نپخته به فقيري كمك بكن.

سه سال بعد به طور اتقاقي آن جوان را ديدم ازاو پرسيدم چه خبر؟ خنديد و گفت: همه چيز حل شد و در آن نسخه اي كه پيچيديد مرا نجات داد و آن هم اين بود كه گفتيد: هر هفته كمكي با دست خود به يكي بكن حتي يه سيب زميني نپخته باشد و هنوز هم آن كار را ترك
نكرده ام بله روان شناسي ديني با روان شناسي غربي بسيار متفاوت است در روان شناسي غربي اين مسير وجود ندارد.

 

اضافه‌ كردن نظر